|
چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم |
گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم | |
|
ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم |
قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم | |
|
مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی |
به نحوسیش بگریم به سعودیش بخندم | |
|
به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش |
نفسی همتک بادم نفسی من هلپندم | |
|
نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان |
ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم | |
|
نفسی فوق طباقم نفسی شام و عراقم |
نفسی غرق فراقم نفسی راز تو رندم | |
|
نفسی همره ماهم نفسی مست الهم |
نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم | |
|
نفسی رهزن و غولم نفسی تند و ملولم |
نفسی زین دو برونم که بر آن بام بلندم | |
|
بزن ای مطرب قانون هوس لیلی و مجنون |
که من از سلسله جستم وتد هوش بکندم | |
|
به خدا که نگریزی قدح مهر نریزی |
چه شود ای شه خوبان که کنی گوش به پندم | |
|
هله ای اول و آخر بده آن باده فاخر |
که شد این بزم منور به تو ای عشق پسندم | |
|
بده آن باده جانی ز خرابات معانی |
که بدان ارزد چاکر که از آن باده دهندم | |
|
بپران ناطق جان را تو از این منطق رسمی |
که نمییابد میدان بگو حرف سمندم |
مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و به احتمال 1% مقصدی که بر روی بلیط درج شده می باشد.
بستن کمربندها اصلا ضرورتی ندارد، چرا که بستن و نبستن آن برای ورود به بهشت الزامی نمی باشد.
در صورت بروز اشکال درسیستم هوای کابین ماسک هایی از بالای سر شما آویزان خواهند شد که شما قبل از آن رایحه ی خوش ملائکه را احساس خواهید کرد.
خواهشمند است هنگام سقوط خونسردی خود را حفظ نموده تا بتوانید اشهد خود را صحیح قرائت نمائید.
ارتفاع پرواز به تدریج و شاید هم ناگهانی به صفر خواهد رسید، اما هیچ جای نگرانی نیست. چرا که یک باره تا آسمان هفتم اوج خواهیم گرفت و هوای بهشت هم بسیار عالی گزارش شده است.
خلبان پرواز، مرحوم شهید کاپیتان بهشت زاده و ارواح گروه پروازی جایگاه ابدی خوبی را برای شما آرزومندند
البته به ترکی هست معنیش اینه که یک گِرم باش ، آدم باش.
نمی دونم چی بگم..
روحشون قرین رحمت.. و برای کسانی که عزیزانشون رو از دست دادند صبر و تسلی خاطر آرزو می کنم.








حادثه (یا شاید بهتر بگم فاجعه) سقوط هواپیمای ۷۲۷ بوینگ در ارومیه. ۷۷ نفر کشته و ۲۷ نفر زخمی.
روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید٬ سجده خواهم کرد.

فرانسه :
8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب
خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن
ايتاليا :
4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت
خيابان گردی
آلمان :
8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات
تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی
کوبا :
8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی فیدل
کاسترو
عربستان سعودی :
8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت
خواب
مصر :
4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام
کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در باره جمال عبدالناصر
هندوستان :
8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای
محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان
پاکستان :
4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب مجاز، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت
فرار از دست پليس
ايران :
8 ساعت خواب ، 4 ساعت استراحت ،4 ساعت ارسال اس ام اس و تعریف جوکهای رشتی و
ترکی ، 4 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار ،1 ساعت بحث در باره ازدواج موقت
، 2 ساعت بحث سیاسی
خودم :
۱۰ ساعت کار، ۷ ساعت خواب، ۲ ساعت تفریح، ۱ساعت تماشای تلویزیون، ۱ ساعت حرص خوردن توی ترافیک، ۱ ساعت غذا خوردن، ۱ ساعت هم مشاوره دادن تلفنی و حضوری و غیر حضوری به عالم و آدم و تمام جنبنده گان جهان که حد اقل ۱ بار دستشون به کامپیوتر خورده باشه.
Candle in the wind..

Goodbye all the black days. Goodby all the candles, Goodbye the past. now it's the time i leave you, because i don't need you any more..
زمان را باخته و به سوگ لحظه هاي از دست رفته نشسته ايم و با حسرت به خود مي گوييم قسمت چنين بود...آيا قسمت همان صندوقچه تصميم هاي نا گرفته و اراده هاي سست ما نيست؟
آموخته ام که وقتی نا امید می شوم با تمام عظمتش ناراحت می شود و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم...
دست هایی که یاری می رسانند ، مقدس تر از دست هایی هستند که دانه های تسبیح را می گردانند
خوشبختي بر سه ستون استوار است فراموش کردن گذشته - غنيمت شمردن حال – اميدوار بودن به آينده.
اگر می خوای ارزشت را نزد خدا بدانی ، نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است ؟
آرامش آنست که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست . . .
هیچ تماشائی عبرت انگیزتر و مفیدتر از این نیست که افکار و اعمال خود را تماشا کنیم .
تا وقتی خود را نشناخته ای مجبوری با نفس زندگی کنی . نفس به معنی جانشینی برای خود است خودی کاذب . تو خود را نمیشناسی بنابرین از خودت خودی می آفرینی. این یک آفرینش ذهنی است.
محمد: باور کنید مطالب بالا رو من ننوشتم. امروز بعد از مدتها چند دقیقه بیکار شدم و روی نت اومدم و با خودم فکر کردم نا مردیه که به وبلاگم سری نزنم ولی همین که صفحه اول باز شد مطلب بالا رو دیدم که با فونت و رنگ بد نوشته شده بود و نظم وبلاگم رو بهم ریخته بود. وا... من که یادم نمیاد این مطلب رو نوشته باشم ولی به هر حال مهمون حبیب خداست. منمیه عنوان براش نوشتم و یه رنگ و لعاب بهش دادم و گذاشتم باشه چون خوشم ازش اومد.
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد:
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی دوستدار تو پدر.
پسراین تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى داناست.
سوره ۵۷: الحديد - جزء ۲۷ - آیه ۳
I Can Change
You Can Change
We Can Change
SO
WORLD CAN CHANGE.

خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
It means that :
"When God closes one door, He always opens another."
Again as every Friday early in the morning we are in "Sier" mountain..
and this time Kamran is new in our group.

Sunrise.

Kamran & Me
Prospect of Our Camp.
Nader & Me
Unforgettable Landscape
Where just one step does matter..
All Friends..
Do not blink please..
خدایا بابت همه چی ممنونم..
اجازه دارم بگم "احساس خوشبختی می کنم"؟؟
نشنیدم بگن توی گوانتانامو به زندانیا بگن اینجا بهشت است هرکی میگه نیست، یا شعور نداره یا مجرم هست و با این حرف به جرمش اعتراف کرده و قصاصش واجب شده.
بهشتی که کسی اجازه خندیدن نداره. بهشت اجباری.
گرفتن انتخاب از انسان یعنی زندان نه بهشت.
من توی خونم یه دیوار دارم که خیلی بهتر از من دنیا رو شناخته و خیلی بیشتر از آدمهای دور و برم روم تاثیر میذاره چون هر وقت بهش نگاه می کنم اینو بهم میگه:
يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم *** گر که در خويش شکستيم صدايي نکنيم ؛
خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد *** بهرِ بهبود، ولي فکر دوايي نکنيم ؛
جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم *** شِکوه از غير خطا هست، خطايي نکنيم ؛
ياور خويش بدانيم خداياران را ***جز به ياران ِ خدادوست وفايي نکنيم ؛
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند *** طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم ؛
گر که دلتنگ از اين فصل ِ غريبانه شديم *** تا بهاران نرسيده است هوايي نکنيم ؛
گِله هرگز نبُود شيوه ي دلسوختگان *** با غم خويش بسازيم و شفايي نکنيم ؛
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم *** وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نکنيم ؛
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست *** گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم ؛
و به هنگام نيايش سرسجاده ي عشق *** جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ؛
مهرباني صفت بارز عشاق خداست *** يادمان باشد از اين کار اِبايي نکنيم ...
در انگلستان موفقيت مدير را بر اساس پيشرفت مادي و اقتصادی مجموعه تحت مديريتش میسنجند، در ايران موفقيت يک مدير را نمیسنجند، خود مدير بودن نشانهای از موفقيت محسوب میشود.
در انگلستان مديران و روسا بعضی وقتها استعفا میدهند، در ايران عشق به خدمت مانع از اين امر میشود.
در انگلستان افراد از مشاغل پايين شروع میکنند و به تدريج ممکن است ارتقا پيدا کنند، در ايران برخی افراد مادرزادی مدير و رئيس اند و اولين شغلشان (در بيست و چند سالگی) مديريت و رياست است.
در انگلستان براي يک مقام دنبال فرد مناسب میگردند، در ايران برای يک فرد، دنبال مقام مناسب میگردند، و حتا در صورت لزوم يک مقام تازه ساخته میشود.
در انگلستان کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدير شود. در ايران کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولی در اين مدت سه بار رئيساش عوض شده است.
در انگلستان کسی که خيلی دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او بيشترين استفاده را ببرند، به سمت مشاوری گماشته میشود. در ايران کسی که نخواهند ازش استفاده کنند، مشاور میشود.
در انگلستان اگر کسی از کار برکنار بشود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود. در ايران بعد از برکناری، طی مراسم باشکوهی از فرد تقدير شده و وی را به مديريت جای ديگری میگمارند.
در انگلستان مديران يک اداره کارشان را به صورت گروهی انجام میدهند، اما مستقل از هم استخدام شده يا برکنار میشوند. اما در ايران افراد به صورت گروهی از يک اداره به اداره ديگر جا به جا میشوند، ولی در حين کار هيچ نوع هماهنگی ندارند.
در انگلستان برای استخدام يک رئيس دانشگاه، مثل بقيه مشاغل، در روزنامهها آگهی چاپ میکنند، از بين درخواستهای رسيده با برخی مصاحبه میکنند و سرانجام يکی را انتخاب میکنند. در ايران، برای انتخاب رئيس به افراد مورد نظر تلفن میکنند!
در انگلستان معمولا زمان پايان کار يک رئيس و شروع کار نفر بعدی از ماهها قبل مشخص است. در ايران، يک رئيس ممکن است خبر برکناریاش را همان روز بشنود!
در انگلستان، همه میدانند درآمد قانونی يک رئيس دانشگاه زياد است، ولی در ايران مديران و روسا انسانهای سادهزيستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
در انگلستان، شما استاد و رئيس دانشکده را به اسم کوچک صدا میزنيد، در ايران استاد را با لقبهايش صدا میزنيد و رئيس را صدا نمیزنيد، چون به شما وقت ملاقات نمیدهد.
در انگلستان سابقه کار کافی براي تصدی يک مقام لازم است، در ايران مورد اعتماد بودن کفايت میکند.
اینجاست که مهران مدیری میگه به به ، به به ،
وقتی اسلام هم توسط ادیجون ( دوست ادیسون ) اختراع بشه همین میشه دیگه..

لیز خوردن بهانه ایست تا دستهایی را که دوستشان داری محکمتر بگیری.
Happy 2009 !!
نه تنها برای انسانها بلکه برای تمام جهان
حتی برای روز های خوب و روز های بد
مرگ قدرتمند تر از زمان است.
توی آزمایش ادعا معنی نداره، چون از کسی چیزی نمی پرسند که بخواد دروغ بگه.
و خدا توی حساب و کتاب هایش این روش رو برای روشن شدن حقایق گذاشته. چون می دونسته همیشه دروغگو های ضعیف و مدعی توی دنیا وجود خواهند داشت. و راهی برای تمیز دادن مدعی از راستگو برای این دنیا لازم هست.
خیلی ها فکر می کنند عاشق خدا هستند. و ادعای ایمان دارند. خدا انسان رو آفریده و می دونه که انسان بخاطر فرزندش حاظر هست خودش رو فدا کنه. عاشق کسی هست که وقتی معشوق میگه فرزندت رو باید با دست خودت بکشی، حتی نمی پرسه "چرا؟" واین کار رو میکنه..
و اونوقت میشه خلیل الله.
خلاصه ، کار هر بز نیست خرمن کوفتن ، گاو نر می خواهد و مرد کهن
زندگی و اتفاقاتش مثل یک فیلم از جلوی چشمامون می گذرند ، یک قسمت از فیلم رو ما باید بازی کنیم ، بعضی ها از بازی دیگران یاد می گیرند و نقش خودشون رو خوب بازی می کنند ولی بعضی ها فقط تماشا می کنند بدون اینکه فکر کنند، بنابراین چیزی یاد نمی گیرند و بازی خودشون رو هم خراب می کنند. خداوند معلم عادلی هست و همونقدر که یاد داده از هر کس انتظار بازی داره
هر نفسی که می کشیم با اراده خداوند است و بدون اراده خداوند هیچ برگی بر زمین نخواهد افتاد و هیچ تیغی نخواهد برید.
خداوندا ممنونم ازت که امسال هم کمکم کردی و دستم رو رها نکردی. می دونم که جز تو کمک کننده ای نیست و خوشحالم که از غیر خودت بی نیازم کردی.
عید بر خلیل الله ها مبارک.
